25.خونه ی ما!
ما اسفند 89 اومدیم تو این خونه و من از موقعی که خونه رو دیدم عاشقش شدم ... حالا غرض از یادآوری اینکه دیشب تو دستشوییمون بوی نم میومد! اینجا 18 واحده با 2 تا سازنده که خودشون طبقات 4 و 5 رو برای خودشون برداشته بودن ... یکیشون هنوز ساکن هستش ولی یکیشون 3 واحدی که واسه خودش و بچه هاش هستش رو فروخته یا داره میفروشه ... که یکی از اون واحدها واحد ما میشه ... همه ی واحدهای اینجا 70 و اندی و 80 و اندی متریه ... بجز اون دو تا واحدی که برای خودشون برداشتن که 170 متریه ... موقعی که ما میخواستیم بیایم اون واحد 70 و اندی متریه رو هم دیدیم ولی همیشه دوست داشتم واحد 170 متریه رو هم ببینم ... بخاطر همین امروز که سرایدار اومد مرتضی رو ببره اون واحد رو ببینه منم تند تند پتو پیچیدم دور آمیتیس و کلاهشو گذاشتم سرش و رفتم:دی عینننننننننننننن فضولا:)) - خوب چرا عینشون؟ فضولم دیگه! - خلاصه رفتم داخلش و اوووووووووووف عجب خونه ای بود! دلباز ... نورگیر ... 4 تا حمام و دستشویی داشت و 3 خواب ... سونا خشک! و باربیکیو و خلاصه تکمیل! کلی خوشم اومد! نمیشه ما بریم اونجا؟ بسیار خوشم اومده:)) البته این جنبه ی خوبش بود ... چون از سقف و در و دیوار داشت آب میریخت پایین! قشنگ عین دوش! فکر کن مشتری اومده بود واسه خرید خونه و با این صحنه مواجه شده! کلی روحش شاد شده بوده که نخریده:دی آخه ما 2-3 هفته پیش به این آقاهه سازنده هه گفتیم لوله های اینجا مطمئنه؟ گفت آرهههههههه تا 20-30 سال دیگه تکون نمیخوره:))
حالا بیخیال ... دچار یاس فلسفی شدم! خوب دلم سونا میخواد تو خونمون! دلم میخواد بچم بتونه حسابی بچرخه تو خونه ... تو این خونه های فینگیلی که نمیشه! بی زحمت همیاری کنین من برم اون خونه هه رو بگیرم:))


25.خونه ی ما!
